تبليغاتX
تالار گفتگو

تالار گفتگو

محلي براي تبادل نظر

حافظ

صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوش است
وقت گل خوش باد کز وی وقت ميخواران خوش است

از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود
آری آری طيب انفاس هواداران خوش است

ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است

مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
دوست را با ناله شب‌های بيداران خوش است

نيست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
شيوه رندی و خوش باشی عياران خوش است

از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش
کاندر اين دير کهن کار سبکباران خوش است

حافظا ترک جهان گفتن طريق خوشدليست
تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 12:30  توسط رستمي فرد-صائم  | 

امروز با بيدل

دهد منشور شهرت نام را نقش نگين بيدل‌ 

پَر پرواز گردد گر درآيد پاي در سنگم‌ 

بيدل با اين نقش نگين در بيتهاي بسياري مضمون‌سازي كرده‌است‌. مسألة محوري در همة اين بيتها، اين است كه نام را بر نگين حك مي‌كرده‌اند و اين نگين ـ به‌ويژه اگر از پادشاهي بوده ـ ماية نام و آوازه برايش مي‌شده‌است‌، چون همة فرمانها را با همين نگين مُهر مي‌كرده‌اند. پس نقش نگين‌، ضامن شهرت است و بيدل از اين سخن‌، دو گونه استفاده مي‌كند. گاه مانند بيت بالا، اين اتفاق را خجسته مي‌داند و ماية نامبرداري‌، و گاهي نيز نقش نام را هرچند ماية شهرت مي‌شود، زخمي بر پيشاني نگين مي‌داند. نوع نگاه‌، بستگي دارد به مقامي كه شاعر در آن قرار گرفته است‌. باري‌، در بيت بالا مي‌گويد «اگر پاي من در سنگ آيد (ناتوان و افتاده باشم‌)، همين ماية پروازم مي‌شود، آن‌چنان كه وقتي نام در نگين حك مي‌شود، به هر سو بال مي‌گشايد.) بيدل دقيقاً همين مضمون را در بيتي ديگر نيز پرورانده است‌:

نام را نقش‌نگين‌ها بال پرواز رساست‌

ما ز خود رفتيم گر پاي طلب در سنگ ماند 

¡خيال نامداري تا كي‌ات خاطرنشين باشد؟  

چه لازم سرنوشتت چون نگين زخم جبين باشد؟

به رابطة «نگين‌» و «نام‌» يا همان شهرت و آوازه در جايي ديگر اشاره كرديم‌. (رك بيت دهد منشور شهرت‌...) در آن بيت‌، بيدل قضيه را از جهت مثبت آن مي‌ديد و اينك جهت منفي يعني شهرت‌طلبي را در نظر دارد. مي‌گويد چرا همانند نگين در طمع «نامداري‌» (نام‌داري‌، نام‌داشتن‌) كارت خراشيدن جبين باشد؟

ذوق شهرتها دليل فطرت خام است و بس‌ 

صورت نقش نگين‌، خميازة نام است و بس‌

O از بس كه به تحصيل غنا حرص تو جان كند؟ 

قبر است نگيني كه به نام تو توان كند

O بيدل‌! خراش چهرة اقبال شهرت است‌

عبرت ز كارخانه نقش نگين طلب‌

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 8:9  توسط رستمي فرد-صائم  | 

مطالب قدیمی‌تر