تبليغاتX
تالار گفتگو

تالار گفتگو

محلي براي تبادل نظر

سودا

ترسم از اين است روزي خويش را رسوا كنم
آنچه را يك عمر ديدم لحظه اي حاشا كنم

" هر كجا رفتم سخن از خود نمائي بود وبس
از كجا يارب دلي بي مدعا پيدا كنم "

هيچگاه اين بار محنت قامتم را خم نكرد
گشته ام فولاد تا در قلب سنگي جا كنم

در شب بي اعتنائي خشك شد انديشه ام
شعله اي بايد در اين شام سيه بر پا كنم

دوستان بي اعتبارند و غريبان سودجو
مانده ام حيران كه اين دل را كجا سودا كنم

قلبم از اين ظلمت سنگين بي پايان گرفت
روزني بايد به سوي روشنائي وا كنم

روزگار سرد و تاريكيست اين امروز ما
بيم آن دارم كه حتي صحبت فردا كنم

نوشته يكي از دوستان هادي ( جهت نظر و تجزيه و تحليل شعر)

 

نظرم من در اين شعر:
دوستان بي اعتبارند و غريبان سودجو
مانده ام حيران كه اين دل را كجا سودا كنم
در نقد كهن و سنتي ما اصطلاحي وجود دارد كه بهترين و درخشانترين بيت هر غزل را شاه بيت آن مي گويند به همين اعتبار بيتي كه در ابتداي اين نوشته آورده ايم شاه بيت غزل است،هم به لحاظ مضمون و محتوي و هم لفظ و تناسبات لفظي و موسيقي،بيتي رخشان است اما به اين بيت دقت كنيد،گفته است:
در سب بي اعتنايي خشك شد انديشه ام
شعله اي بايد در اين شام سيه برپا كنم
برپاكردن شعله در شام سياه زيباست و حاصل آن روشنايي در شب سياه است اما اين مصراع با مصراع قبل خود نتوانسته است هماهنگي شاعرانه اي پيدا كندچون خشك شدن انديشه و شب بي اعتنايي اگر چه به لحاظ محتوايي مي تواند ارتباطي با شعله و روشنايي در مصراع بعد داشته باشد،تناسب هاي تصويري و لفظي لازم را ندارد و باز به اصطلاح منتقدين سنتي، دو مصراع با هم جفت و جور نشده اند ،در مجموع تسلط شما بر شعر كلاسيك و قالب غزل خوب است و اگر مقداري بتوانيد با مطالعه بيشتر آثار خوب شاعران معاصر، زبان و ذهن شعرتان را كمي با طراوت و نوتر كنيد،آثار درخشانتري خواهيد سرود. موفق باشيد.

 

نظر محسن جان ( دادش صائم )

شعر خوبي بود
ولي بر خلاف نظر آقاي توسلي من معتقدم رابطه صحيح بين دو مصرع
در شب بي اعتنائي خشك شد انديشه ام
شعله اي بايد در اين شام سيه بر پا كنم
وجود دارد . وقتي به اركان (كلمات) اين دو مصرع نگااه مي كنيم : رابطه بين شب و شعله بر پا كردن و خشكي انديشه و بي اعتنائي وجود دارد
آدمهاي بي اعتنا مي توانند باعث خشكي انديشه شوند همانطور كه گفته اند : مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد همانطور هم بي اعتنائي به نظر و انديشه ديگران مي تواند باعث خشكي انديشه شود
رابطه بين شب و سياهي نيز وجود دارد
حال شعر را به نثر برمي گردانيم
در شبي كه بي اعتنائي باعث خشكي انديشه ام شده است (در ضمن رابطه بين خشك كه تداعي بخش چوب نيز هست و شعله نيز وجود دارد) با انديشه نو آتش بزنم تا شب تيره را روشن كنم مصداق اين بيت :
مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بي دردي علاجش آتش است

( دادش صائم تشكر )

نظر دادش رضا محمد زاده

شعر دارای مضمون خوبی است . اهنگ شعر در تمام بیت ها به خوبی مشاهده میشود به غیر مصرع دوم بیت سوم قلب سنگی که کمی سنگین تلفظ می کردد..

( آقا رضا  تشكر )

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 15:39  توسط نبي اله توسلي  | 

اعياد شعبانيه مبارك

مبارک باشد

 این روز و همه روز

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 11:39  توسط نبي اله توسلي  |