یک شعر ویک شاعر
نادر نادر پور
..............
چه مي گوئيد؟
كجاشهداست اين آبي كه درهردانه ي شيرين انگوراست ؟
كجاشهداست ؟ اين اشك است.
اشك باغبان پير رنجوراست .
كه شبها راه پيموده ،
همه شب تاسحربيداربوده ،
تاك ها را آب داده ،
پشت را چون چفته هاي مو، دوتا كرده ،
دل هردانه را ازاشك چشمان ، نوربخشيده ،
تن هرخوشه رابا خون دل شاداب پرورده ،
چه مي گوئيد؟
كجاشهداست اين آبي كه در هر دانه ي شيرين انگوراست ؟
كجا شهداست ؟ اين خون است .
خون باغبان پيررنجوراست
چنين آسان مگيريدش .
چنين آسان منوشيدش .
شما هم اي خريداران شعرمن،
اگر در دانه هاي نازك لفظم ،
و يا در خوشه هاي روشن شعرم ،
شراب وشهدميبينيد،، غيراز اشك وخونم نيست .
كجاشهد است ؟ اين اشك است ، اين خون است .
شرابش ازكجا خوانديد؟ اين مستي نه آن مستي است .
شما از خون من مستيد ،
ازخوني كه مي نوشيد ،
از خون دلم مستيد؟
